تازه هاي جابيران
 مركز مشاوره اشتغال

 فرصت‌هاي آموزشي

 آزمون و سنجش


پذيرش آگهي و تبليغات در جابيران

فهرست خبرها                                                                               
فقدان نام تجاري قدرتمند ضعف صنعت دستي ايران

امروزه هويت نام تجاري همانند سرمايه براي سازمان و محصولات آن ارزش مي‌آفريند و از اين رو ارتقاي نام تجاري در بسياري موارد به استراتژي تبديل مي‌شود. در امر صنايع دستي نيز اين موضوع بايد مورد توجه قرار گيرد. مزيت رقابتي عاملي است که سبب ترجيح سازمان يا کالا بر رقيب توسط مشتري مي‌شود. اين مفهوم در کسب‌وکار، به‌خصوص در شرايط رقابتي، نهايت اهميت را داشته و تمامي تلاش‌هاي سازمان براي نوآوري، کيفيت، بهره‌وري و مديريت را معنا مي‌بخشد. تغييرات مزيت رقابتي صنايع دستي همبستگي زيادي با تغييرات سهم بازار و بازده سرمايه دارد و به همين دليل از اين متغيرها به‌عنوان شاخص سنجش مزيت رقابتي نيز استفاده مي‌شود. بنگاه‌ها در محيط رقابتي چنانچه به دنبال سودآوري بهتر، سهم بازار بالاتر و بازده سرمايه بيشتر هستند، بايد مزيت‌هاي رقابتي خود را تقويت کنند و اين امر ازطريق استراتژي و دستيابي به جايگاه برتر رقابتي حاصل مي‌شود. چگونه مي‌توان مزيت رقابتي آفريد؟ روش‌هاي دستيابي به مزيت رقابتي بي‌شمار است، ولي همه آنها بدون استثنا از گذر خلق ارزش (بيشتر از رقيب) براي مشتري، مزيت رقابتي مي‌آفرينند. خلق ارزش براي مشتري و شکل‌گيري مزيت رقابتي براي صنايع دستي متناظر با يکديگر هستند و هرگاه اولي حاصل شود، دومي نيز در پي خواهد بود. مفهوم ارزش در مباحث مديريتي جايگاه ويژه‌اي دارد. درک مفهوم ارزش از ديدگاه مشتري و آگاهي از چگونگي شکل‌گيري آن، پنجره‌اي به سوي مفاهيم ارزشمند مديريتي مي‌گشايد. ارزش از ديدگاه مشتري عبارت است از مجموعه فايده‌هايي که از يک محصول (کالا يا خدمات) نصيب او مي‌شود، منهاي کليه هزينه‌هايي که از اين بابت متوجه او مي‌شود. نام تجاري و ارزش يکي از مطلوبيت‌هاي مشتري در انتخاب يک محصول، نام تجاري معتبر و هويت‌ساز است. در بسياري از بازارها، نام تجاري هويت ويژه‌اي براي مالک محصول مي‌آفريند و او را به گروه خاصي از جامعه پيوند مي‌دهد. تملک و استفاده از محصولاتي که به طور متمايزي کيفيت و قيمت بالا به نام آنها پيوند خورده است، خريدار را به طبقه پردرآمد جامعه منتسب مي‌سازد. از نظر روانشناسي اين گونه کالاها علاوه بر کاربرد ظاهري براي مشتري، تشخص و اعتماد به نفس مي‌آفريند و از اين رو مشتري آماده است براي آن بهاي متفاوتي بپردازد. علاوه بر اين، نام تجاري برتر به طور ناخودآگاه براي مشتري به مفهوم کيفيت بهتر محصول است. مشتري با خريد يک محصول با نام برتر تجاري باور دارد که در مقابل پول خود چيز با ارزشي دريافت کرده است. پروفسور ديويد اکرز استاد برجسته بازاريابي در تحقيقات خود به اين يافته رسيده است که به عنوان يک قاعده کلي، نام تجاري قوي براي مردم به مفهوم کيفيت بهتر است. واقعيت اين است که نام تجاري همانند سرمايه، فناوري و مواد اوليه در ايجاد ارزش افزوده براي يک سازمان نقش دارد و از اين رو مديريت نام تجاري به يکي از مهم‌ترين نقش‌هاي مديران امروز تبديل شده است؛ امري که اغلب در حوزه صنايع دستي ناديده گرفته مي‌شود. استراتژي نام تجاري يکي از معمول‌ترين روش‌هاي ارتقاي نام تجاري، صنعت دستي موردنظر، تبليغات است. تبليغات چنانچه به طرز صحيحي طراحي و اجرا شود نقش موثري در ارتقاي نام تجاري و ايجاد نما براي سازمان خواهد داشت؛ هرچند بايد توجه داشت که تبليغات صرفا يک ابزار است و هدف از به کارگيري آن ارتقاي نام تجاري و توسعه بازار است. اين مفهوم به بهترين نحو توسط مديرعامل شرکت اي‌تي‌اند‌تي به اين گونه بيان شده است که تبليغ خوب آن نيست که مردم خوششان بيايد، بلکه آن است که فروش را بالا ببرد. تبليغات بايد به نام تجاري هويت بخشد و آن را با ويژگي مورد علاقه بازار پيوند بزند. در اين صورت نام تجاري هويت پيدا مي‌کند و براي مشتري ارزش مي‌آفريند. اولين و مهم‌ترين شرط اثربخشي تبليغات در ارتقاي نام تجاري، پيوند دادن آن با يک يا چند ويژگي متمايزکننده محصول است؛ ويژگي‌هايي که براي بازار صنايع دستي داراي ارزش باشد و به سادگي توسط رقيب قابل دستيابي يا تقليد نباشد. براي ارتقاي نام تجاري بايد يک يا چند ويژگي متمايزکننده محصول (از ديد مشتري) را شناسايي و تبليغات را بر آنها متمرکز ساخت. لازمه اثربخشي تبليغات، تشخيص صحيح ارزش از ديد مشتري است. چنانچه در اين تشخيص خطايي حاصل شود، تمام تلاش و هزينه‌ها به هدر خواهد رفت. تمايز يک محصول تنها زماني موفقيت‌ساز است که بر شناخت مطلوبيت‌هاي مشتري شکل گرفته باشد و در غير اين صورت هيچ تاثيري بر خلق ارزش براي مشتري (و ايجاد مزيت رقابتي براي سازمان) نخواهد داشت. شناخت مطلوبيت‌هاي مشتري، کار نسبتا پيچيده‌اي است. تقسيم بازار به بخش‌هاي مختلف و تمرکز سازمان بر پاسخگويي به يک بخش خاص از بازار اين پيچيدگي را کاهش و احتمال اثربخشي را افزايش مي‌دهد. بخش‌بندي بازار به ويژه براي سازمان‌هاي کوچک که داراي منابع محدودي هستند، يک اقدام موثر به شمار مي‌آيد؛ صنايع دستي نيز در اين بخش جاي مي‌گيرد. استراتژي نام تجاري با تشخيص مطلوبيت‌هاي مشتري و انتخاب هوشمندانه هويت متمايز براي محصول خود نام تجاري را ارتقا مي‌دهد و از اين راه براي مشتري ارزش و براي سازمان موفقيت مي‌آفريند. در حال حاضر صنايع دستي ايران، فاقد يک نام تجاري قدرتمند و شناخته شده است. در مواقعي خاص فعاليت‌هاي محدود، پراکنده و فاقد اصولي مشخص براي ايجاد نام تجاري شکل مي‌گيرد و بعد از مدتي مساله فراموش مي‌شود. صرفا معرفي يک برند و نام تجاري کارساز نخواهد بود، بلکه آن برندي مدنظر بوده که توانايي پشتيباني از کالا را در تمام مراحل بازاريابي داشته باشد. برند معرفي شده و شناخته شده به لايه‌هاي زيرين بازار، همراه با ايجاد ذهنيتي مطلوب و مثبت درباره آن، توانايي حل بسياري از معضلات بازاريابي صنايع دستي کشور را خواهد داشت. منبع: مديريت بازاريابي صنايع دستي و هنرهاي دستي/ دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي منبع خبر : دنياي اقتصاد

سه شنبه 1 مهر 1393


 

 


راهنماراهنما


کاربر گرامي:
با ارائه پيشنهادات و انتقادات سازنده خود، ما را در پيشبرد اهداف سايت ياري نمائيد.



 
 

        

 
| پرسش و پاسخ هاي متداول | تماس با ما |

كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به جهاد دانشگاهی مي‌باشد.